|
طنز متفاوت!
|
||
|
شرح وقایع به صورت طنز! |
بانو یانگوم به ایران می آید.خوب خدا را شاکریم که همه مشکلات کشور حل شده و فقط مونده یانگوم جان که محبوبیت او این روزها در ایران سر به فلک گذاشته, لطف کرده و قدم بر تخم چشمهای ما گذاشته و به ایران تشریف فرما بشوند.من نمیدونم این نشریات جوات کشنده ایرانی چطوری این همه موضوع بکر و دست نخورده داخل کشورمون مثل مهدی سلوکی, گلزار ویا حتی نکبت واحدی را بیخیال شدند و فرت فرت رفتند چسبیدند به این خانم که مثل هووی اوشین می مونه.تو گوگل که کلمه ایران را جستجو می کنی بیشتر از هر عبارتی میرسی به جواهری در قصر(نام مستعار یانگوم!)بعد هم هر دو سه روز یه بار هم یه حالی بهمون میدند و یه شماره موبایل یا تلفن ثابتی از این بانو بهمون میدند تا یه موقع خدای ناکرده تو فاز دپرسیون نریم و بتونیم هر روز صدای گرم و دلنشین ایشون را به زبان ساده و شیوای کره ای بشنویم.آخه بی انصافا تا کی شرق زدگی؟!چشمهایتان را برید بشورید ,مگر مهناز افشار چه کم دارد از بانو یانگوم؟!!
از این اراجیف که بگذریم بریم سراغ اصل مطلب که من نه از این خانم نه از سریالش اصلا خاطره خوبی ندارم.چرا؟الان خدمتتون می عرضم.یه بارکه طبق معمول از فرط بیکاری و دربدری داشتم تو اینترنت ول می تابیدم به ناگاه چشمم بر یک تبلیغ در قطع و اندازه های برج میلاد افتاد که آی بدوسریال بدون سانسورجواهری در قصر رسید!یانگوم بدون هیچ گونه محدودیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی!صحنه هایی از بی ناموسی یانگوم!استریپتیز یانگوم!فقر و فحشا و یانگوم!همراه با زیرنویس فارسی دری و سلیس برای تقویت زبان فارسی!
من هم که هنوز که هنوزه این نفس اماره لعنتی داره روی این نفس خوبه سواری می کنه بدون اینکه اصلا بدونم جواهری در قصر چیه یا یانگوم دیگه چه جور جونوریه, هر چی پول تو دوره خانمانسوز دانشجویی برای خرید خونه جمع کرده بودم دادم تا بتونم یانگوم و حواشی اون!را تماشا کنم. آخ آخ نمک رو زخمم نپاشید که هر وقت دارم این قسمت خاطره را تعریف می کنم بو سوزم بلند میشه!اون فلان فلان شده ای که این سریال را به من غالب کرد (که به شخصه سلام ویژه و مخصوصی خدمت عمه ایشان دارم )از هر چی تهرونی خالی بند که تو عمرم دیدم خالی بندتر بود!اولا متاسفانه زیر نویس فارسی نداشت که باعث شد علاوه بر صدمات روحی متعددی که بابت عدم تقویت زبان فارسی به من وارد بشه به اندازه گاو(بقره)از این سریال حالیم نشه!هر چند نباید از حق بگذریم که مزیت هایی مانند فراگیری زبان شیرین کره ای را به همراه داشت!دوم اینکه من برای اینکه هیچ کدام از مفاهیم!! از دستم در نره کل ۳۶۰۰۰ ساعت این سریال را با سرعت آهسته طی نصف سال قمری یک هفته هجری شمسی نگاه کردم!کلیات سریال مثل برنامه به خانه بر می گردیم بود!یا تو آشپزخونه بودند یا داشتند می خوردند یا داشتند بحث می کردند فردا چی بخوریم(خدایی تو عمرم کره ای اینقدر پرخور ندیده بودم)بعد نمی دونم چی چی شد که به این نتیجه رسیدند که آشپزی فایده نداره و یک ماهه شدن پزشک! (بعد ما خنگا رو بگو که مجبوریم هفت سال پزشکی بخونیم!)و کلا تا آخر سریال مثل میو میو شغل عوض می کردند.
نکته مهمی که تا آخر سریال ذهن منو مشغول کرده بود این بود که یانگوم اولا مرد یا زنه بعدش هم اگه زنه کدومشونه؟!نزدیک به یک ملیون زن به بهانه های مختلف تو این سریال در حال رفت و آمد بودند که همشون بانو بودند!یکیشون که من فکر می کردم یانگومه وسط سریال به رحمت ایزدی پیوست که من هم غمگین از این که هیچ کدام از وعده های داده شده در هنگام فروش سریال!رخ نداده مونده بودم که ادامه سریالو با چه انگیزه ای نگاه کنم که در ادامه متوجه شدم یانگوم یکی دیگه است و من با سرمستی فراوان از این کشف دنباله سریال را با سرعت بسیارآهسته تر از قبل و با دقت فراوان تری نگاه کردم!ولی با کمال تاسف این موشکافی دقیق من هم هیچ حاصلی نداشت و من این آرزو را با خودم به گور خواهم برد!فقط در یه صحنه یه مرده و زنه همدیگه را در کمال متانت و آرامش بغل کردند که در تماسی که با صدا و سیما داشتم متوجه شدم این صحنه از دست اونا در رفته و برای عموم هموطنان عزیز پخش شده است.
نتیجه اخلاقی:هر وقت خواستی بری لوح فشرده بد بد بخری, مثل بچه آدم برو از میدون انقلاب بخر!
نتیجه پزشکی:سر انتخاب رشته کنکور ,باید پزشکی کره را زودتر از پزشکی تهران می زدم !
|
|