تبليغاتX
طنز متفاوت! - خانم حمال نمیخوای؟؟!!(طنز)
 
طنز متفاوت!
 
 
شرح وقایع به صورت طنز!
 

عرضم به حضور انورت که دیشب کاری پیش آمد بسی فل فور که مرا برآن ساخت تا بر

 اضطرار یک عمل آپاندیسیت حاد,سری بر آوردگاه چت و بی ناموسی زده و عهد یک روزه ام

 را بشکنم!تا وارد یکی از رومها شدم یک فرد محترم که فکر کنم با شناسه اصغر یا اکبر از

 دوگنبدان حضور پرشور خودشو اعلام کرده با اندکی استفاده از هوش سرشار خود در کسری

از ثانیه به این نتیجه رسیده که بنده دختر هستم و آنچنان سلام احساسی و بعد از آن بیز و بوزی

 زد که عقل و هوش از جان من به کف برد.از آنجا که خدا را شکر جز هر جماعتی هستم بجز

 همجنسبازان(که به تایید رئیس جمهور محترم یه دونه هم نداریم)مثل گوسپندی کم محلش کردم و

 چشم دنیوی خود را بر صفحه ای که در جلوی من باز شده بود و مرتبا ابراز عشق و علاقه

میکرد فروبستم.آن شخص فلک زده که در رویاهای خود من را بسان عروس ننه خود می یافت

 همچنان اصرار مکرر داشت تا من گوشه چشمی نازک کرده وبه او از سر لطف نگاهی

 بیاندازم.دل من نیز هیچ گرایشی به سوی آن مجنون نشان نداده تا اینکه به ناگه با عبارت بسیار

 رومانتیک خانم حمال نمیخوای؟بطن راست من را به کار بینداخت و کرم درون من را به ولوله

 انداخت.آن کرم درونی افسار مرا به کار بگرفت که نگارش بکن چرا.این یک کلمه بسان پاسخی

 بود که آتش درون او را شعله ور کرده و مسلسلی از کلمات عاشقانه را بر من جاری

بساخت.حمالت میشم.باربرت میشم.پابوست میشم و....من بسی خوشحال بودم که سرانجام کسی

پیدا شد که قدر من را در این دنیای وانفسا بداند مشوق او در ادامه کارهای شرافتمندانش بودم که

 به ناگاه دیدم از این اعتماد من دارد سواستفاده کرده و در کمال بی جنبه بازی کار را به جاهای

 بسی باریکتر از مو کشانده و به اندرونی ما میخواهد متجاوز بشود و او را بپیچاندم آن چنان

پیچاندنی که پسران در هنگام تقسیم ارث و میراث پدر را می پیچانند و به او نصیحت بکردم که

 پسر جان!برای آنکه دل دخترکی را به دست بیاوری نیازی نیست که حمال او باشی,همین که

 باربر او باشی کفایت می کند.

واژگان امشب:زین پس به جای واژه غریب و ناپسند دوست پسر,بفرمایید حمال

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:39  توسط مهدی  | 
 
  بالا